صفحه اصلی>اخبار>خاطرات پرستاری
خاطرات پرستاری


پرستاری، تلخ و شیرین!
       (تعداد بازدید : 38)
این بخش فراتر از شلوغی وخستگی هایش سرشار از تجربه های تلخ وشیرین بود. تجربه هایی که هیچ جا بدست نمی آیند! ...
ما باید یاد بگیریم
       (تعداد بازدید : 200)
ما باید دعا کردن را یاد بگیریم؛ دعا کردن برای خودمان و دلمان، که نکند درد و رنج آدم ها عادی شود برایمان، که نکند دیگر قطره اشکی نلرزاند دلمان را، و نکند راحت از کنار آدمی با دردهایش بگذریم.. ما باید یادبگیریم مراقبت از دلمان را و درست به مهربانی روز اول نگهش داریم ...
امـــــــــــــــــــــــــــــید
       (تعداد بازدید : 262)
چند روزی بود که به خاطر یک سرماخوردگی ساده ولی سخت توی بخش ما بستری بود . دکتر به حالو روزش شک کرده بود و براش آزمایش نوشته بود . جواب آزمایش ها آماده شد.... ...
HIV مثبت
       (تعداد بازدید : 281)
نزدیک صبح میرم که کشیک اورژانسو تحویل بگیرم همین که پام و میذارم تو اورژانس به میمنت قدم من یه مریض میارن، اونم چه مریضی !!! ...
پرستار نشو!
       (تعداد بازدید : 256)
می گفت یه وقت نری پرستار بشی ها...این ها از دوره 4ساله شون فقط بلدن زیر پای مریض و عوض کنن و آمپول بزنن ، آخرش هم لعن و نفرین های مریض.... ...
شغل سخت پرستاری
       (تعداد بازدید : 239)
مدتهاست با خودم فکر می کنم توی این مدتی که کار می کنم و یک پرستارم،چه زمانی آرامش داشته ام؟... ...
معجون
       (تعداد بازدید : 242)
دختری ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولی هرگز نمی توانست با مادرشوهرش کنار... ...
عشق مخصوص
       (تعداد بازدید : 241)
زن مي خواست از بيمارستان مرخص شود و شوهرش مي خواست او همان جا بماند . تازه استخدام... ...
عروسی در بیمارستان
       (تعداد بازدید : 240)
امروز توی بیمارستان یک همهمه ی خاصی بود، دکتر، پرستار ، عیادت کننده، اداری ، حسابداری و بیماران ..همه و همه وقتی به هم میرسیدن از اتفاقی که قرار بود بیوفته حرف میزدن... ...
شازده کوچولو
       (تعداد بازدید : 236)
شازده کوچولو به سیاره دوم رفت. آنجا فقط یک پادشاه تنها زندگی میکرد. بعد از ملاقاتی کوتاه , شازده کوچولو خواست که سیاره را ترک کند. اما فرمانروا که ... ...
احترام
       (تعداد بازدید : 248)
هوا سرد بود و طبق معمول همیشه سکوت همه جا را گرفته بود . چند نفری خیلی آروم توی سرما در حالی که سرشان پایین بود و دستانشان در جیب و معلوم بود توی فکر هستند ، قدم میزدند. چند سالی هست که توی این آسایشگاه..... ...
دوران کار آموزی
       (تعداد بازدید : 247)
آخرای دوران کار آموزیم بود که با دوستم فاطمه از استاد اجازه گرفتیم ، همراه مریض بریم اتاق عمل تا نحوه سزارین شدن رو ببینیم. بعد از اینکه سزارین تموم شد، اولین نفری... ...
باور به مرگ
       (تعداد بازدید : 235)
تازه منتقلش کرده بودن بخش ، چهره مظلوم و آرومی داشت و موهای پر جوگندمی ، سن و سال زیادی نداشت ، اما از صبوری و ارامشش معلوم بود با تجربه و پختس ... ...
عاقبت دل رحمی
       (تعداد بازدید : 240)
اواسط ترم 2 بود که کاراموزی پرستاری داشتیم تو بخش جراحی عمومی...با استادمون رفتیم بالای سر یک خانم مسنی که براش آنژیوکت بزنیم..یکی از بچه ها اومد رگ بگیره , نتونست.. ...
بهترین درس
       (تعداد بازدید : 245)
خاطرات پرستاری من دانشجوى سال دوم پرستاری بودم. يک روز سر جلسه امتحان وقتى چشمم به سوال آخر افتاد، خنده‌ام گرفت. فکر کردم استاد حتماً قصد شوخى کردن داشته است. سوال اين بود: ... ...
آقای پرستار
       (تعداد بازدید : 245)
خانم جوان ،کودک بیمارش را که به دلیل اسهال شدید از هوش رفته بود ، محکم در آغوش گرفته بود و خاطره تلخ مرگ فرزند قبلی اش باعث شد که پله های بخش اورژانس بیمارستان اطفال ... ...
عروس دیابتی !؟؟؟
       (تعداد بازدید : 254)
توی اورژانس عصر کار بودم. نزدیکای آخر شیفت، یه عروس خانمی را با لباس سفید عروسی در حالی که به شدت ضعف داشت و بی حال بود به همراه داماد شیک پوش ... ...
دانشجویی
       (تعداد بازدید : 243)
درس فن پرستاری رو تموم کرده بودیم و باید دو هفته کامل میرفتیم بخشهای بیمارستان رو... ...
پرستار کامل
       (تعداد بازدید : 250)
کارآموز بخش مراقبت ویژه نوزادان بودیم.این کارآموزی اگر چه سخت ترین و پر زحمت ترین کار آموزی دوران... ...
خواهر وفادار
       (تعداد بازدید : 265)
در مدتي كه در روستا مشغول بودم روزی قرار شد كه به خونه يكي از اهالي روستا بريم كه پسري داشت ۱۹ساله كه به دليل تصادف دچار قطع نخاع شده بود و الان زخم بستر گرفته بود و نياز به ... ...
همش قوت بود!!!
       (تعداد بازدید : 241)
یک روز عادی مثل همه ی روز های خوب خدا توی بیمارستان، قسمت اورژانس، داشتم به بیمارها سر میزدم که... ...
انسانیت
       (تعداد بازدید : 286)
اسفند ماه بود، داشتم توی بخش جراحی قدم میزدم که رسیدم به اتاق شماره 209 ، مریض اتاق خانم مسنی بود که... ...
منفورترین حلال
       (تعداد بازدید : 243)
.گریه اش بیشتر شد و با حالت التماس گفت ولی من نمی خوام از هم جدا بشیم شما رو به خدا این شمارشه از گوشیم به اون تماس بگیرید بگین من حالم بده بیاد بیمارستان دنبالم... ...
فکر مثبت
       (تعداد بازدید : 244)
مرد کنار پنجره از پارکی که پنجره رو به آن باز می شد می گفت.اين پارک درياچه زيبايی داشت. مرغابيها و قوها در درياچه شنا می کردند و کودکان با قايقهای تفريحيشان در آب سرگرم بودند. .. ...
دست مصنوعی
       (تعداد بازدید : 236)
اطاق باروشنایی یک چراغ خواب روشن بود من آرام آرام بالای سر بیمار مورد نظر رفتم به آرامی پتو را ازروی دست بیمار کنار زده وانگشتانم ... ...
شیفت شب
       (تعداد بازدید : 251)
شیفت شب بودم ساعت از ۱۲گذشته بود رفتم تا بیرون بخش یک هوای تازه کنم قدم که می زدم از بین چمن ها یه نفر گفت سلام آقای ایزدی ... ...
یک لحظه غفلت
       (تعداد بازدید : 239)
بعد از ظهر جمعه کسل کننده يکي از روز هاي فصل بهار بود که من به همراه دوستان داخل بخش نشسته بودیم ناگهان در باز شد پسرک جوانی تصادف کرده در وضعیت خیلی وخیم توسط همکاران وارد اورژانس... ...
روز عاشورا
       (تعداد بازدید : 247)
چند سال پیش روز عاشورا ، کنارخیابان ، به همراه پسر 4 ساله ام ، محمد ، برای دیدن دسته های عزاداران به خیابان رفته بودیم ، دسته ها یکی پس از دیگری از کنار ما می گذشتند و محمد... ...
کشیک ٢٩ اسفند
       (تعداد بازدید : 260)
خاطرات پرستاران ما را در فضای سخت و توام با درد و رنج بیمارانی قرار میدهد که با صبرو تحمل و دانش تخصصی پرستاران التیام یافته و با از خود گذشتگی ... ...
روحیه پرستاری
       (تعداد بازدید : 270)
اوایل کارم بود و در اوایل کاری یکی از مسائلی که برایمان خیلی مهم بود، کمبود نیروی پرستاری بود ، به صورتی که ما عملاً دو نفر پرستار مجبور ... ...
مادر
       (تعداد بازدید : 171)
شیفت شب بود و من در بیمارستان بودم که دیدم خانمی وارد بیمارستان شده به سمت او رفتم و گفتم که با کدام بخش کار دارید او به .... ...