صفحه اصلی>اخبار>مقالات>ديابت، مصيبت يا موهبت؟
مقالات

ديابت، مصيبت يا موهبت؟

 
ديابت، مصيبت يا موهبت؟ حدود بيست و چهار سال از عمر ديابت نوع يک من ميگذرد. عجيب ترين اتفاق زندگي ام که در ابتدا ترسناک و مملو از حس «دنيا به آخر رسيدن» بود. همان حس تلخ زمان بمباران تهران! حس ترس و در گوشه اي از خانه پناه گرفتن و انتظار اينکه هر لحظه «دنيا به آخر برسد». وقتي خبردار شدم که ديابت گرفتم و بايد انسولين بزنم، به ياد دارم بزرگترهاي خردمند زندگي ام حرفهايي ميگفتند از جنس «حتما در آن حکمتي هست» يا «توکلت به خدا باشد» و يا «الخير في ما وقع». اعتراف ميکنم که اين جمله ها را خيلي نميفهميدم وجدي نميگرفتم و حتي برايم مضحک بود. اما ديابت را به زودي کنترل کردم و خيلي سريع اين حس ترسناک اوليه از بين رفت و فهميدم که «دنيا به آخر نرسيده». حال با نزديک شدن به پايان دهه چهارم زندگي ام، وقتي به تاثير اين اتفاق به ظاهر ناخوشايند در زندگي ام فکر ميکنم، انگار برايم روشن و روشن تر ميشود که ابتلا به ديابت براي شخص من، نه تنها «به آخر رسيدن دنيا» نبود، بلکه موهبتي بزرگ در زندگي بود. حرفي که در ابتدا برايم خنده دار بود. داشتن ديابت، من را به سمت انجام يک پروژه دانشگاهي در درس «کارآفريني» کشاند که ايده اصلي گابريک در آن شکل گرفت؛ و تاسيس و پيشرفت گابريک که لحظه به لحظه ي 12 سال زندگي اش برايم خودشناسي، يادگيري و پخته شدن به همراه داشت. تا جاييکه معني زندگي خود را در هدايت سازمانهاي مردم نهاد (NGO) و پرورش مديران انسان دوست و توانمند پيدا کردم. موهبت ديابت براي من پيدا کردن ماموريت زندگي ام بود و چقدر حس خوب خوشبختي است که انسان بتوانند ماموريت واقعي زندگي اش را پيدا کند و هر روز در راستاي تحقق آن گام بردارد؛ و براي من در اين روزها چه آشناست شعر معروف سعدي: گر ايزد ز حکمت ببندد دري ز رحمت گشايد در ديگري در دو سال گذشته اين افتخار را پيدا کردم تا به عنوان مدرس در همکاري با موسسه حاميان فردا در دانشگاه صنعتي شريف، به آموزش مديران خيريه ها و سمن ها در حوزه «مهارتهاي رهبري» بپردازم. انگار بهترين کار دنيا را انجام مي دادم، گويي در پرورش مديران عاشقي که دغدغه جامعه و ديگران را داشتند نقش بازي ميکردم و به آنها اميد و اشتياق ميدادم که مسير درستي را براي زندگي انتخاب کردهاند. اين افراد، مديران سمنهايي (NGO) بودند که در راستاي حمايت از کودکانکار، حفظ محيط زيست، بخشش افراد محکوم به اعدام، مبارزه با فقر، آباداني روستاهاي محروم و ... گام برميداشتند و اين دقيقا آن چيزي بود که به دنبال آن بودم. اين ماموريت زندگي من بود و من اين احساس را مديون ديابت و گابريک هستم. مهندس هرمز کيخان زاده مدير عامل
۱۳۹۸/۰۴/۲۶ 218 شرکت باند و گاز و پنبه کاوه